من چه سبزم امروز
خدایا بارانهای ناآرامت را بر من فرو فرست برگهای پائیزت روحم را فرو پوشانده اند خداوندا بارانهایت را بر من فرو فرست گردهای پائیزت روحم را فرو پوشانده اند ای خدای شادی که روزهای آفتابیت را دوست داشتم که روزهای آفتابیت را دوست دارم خدایا خداوندا .... ضيا موحد ديگر اين پنجره بگشاي كه من به ستوه آمدم از اين شب تنگ . ديرگاهيست كه در خانه همسايه من خوانده خروس وين شب تلخ عبوس مي فشارد به دلم پاي درنگ . ديرگاهيست كه من در دل اين شام سياه پشت اين پنجره بيدار و خموش مانده ام چشم به راه همه چشم و همه گوش : مست آن بانگ دلاويز كه مي آيد نرم محو آن اختر شبتاب كه مي سوزد گرم مات اين پرده شبگير كه مي بازد رنگ . آري اين پنجره بگشاي كه صبح مي درخشد پس اين پرده تار . مي رسد از دل خونين سحر بانگ خروس وز رخ آينه ام مي سترد زنگ فسوس بوسه مهر كه در چشم من افشانده شرار خنده روز كه با اشك من آميخته رنگ... ه.ا. سايه
سلام به همه دوستای عزیزم امیدوارم که حال همتون خوب باشه . از این که توی این مدت منو تنها نذاشتین ازتون سپاسگزارم. بهتون گفته بودم که یه دفتر جدید براتون باز میکنم. حالا اون دفتر قدیمی رو بردم توی ((خانه خاطرات من )) و این دفتر رو برای مطالب جدیدم بازسازی کردم. خواستم بهتون زحمت ندم. راستی عیدتون مبارک. خدا هم بهمون عیدی داده . این برف زیبا رو میگم. یاد پارسال افتادم . یاد اون روزهای برفی که خاطراتش رو نتونستم از یادم ببرم . یه چند تا از اون عکسها رو براتون میذارم. عکسهایی که پارسال از اون روزهای برفی برام یادگار مونده. بگذریم. نیومدم که براتون خاطره بگم. هرچند نمیشه روی همه چیز خط فراموشی کشید. با تشکر و سپاس فراوان از همتون مخصوصا" از : مسافرتنها - حریم مهربانی - هنسل و گرتل جونم - خانوم کوچولو - یه آدم برفی - سیاوش - هومن- مداد سفید و خاکستری - صابر - محسن و بقیه دوستای عزیزم که منو تنها نذاشتن.

![]()

| Design By : Night Skin |


