من چه سبزم امروز
از هم گريختيم . وآن نازنين پياله دلخواه را ، دريغ بر خاك ريختيم! جان من و تو تشنه پيوند مهر بود، دردا كه جان تشنه خود را گداختيم! بس دردناك بود جدايي ميان ما، از هم جدا شديم و بدين درد ساختيم. ديدار ما كه آن همه شوق و اميد داشت، اينك نگاه كن كه سراسر ملال گشت. و آن عشق نازنين كه ميان من و تو بود، دردا كه چون جواني ما پايمال گشت! با آن همه نياز كه من داشتم به تو ، پرهيز عاشقانه من ناگزير بود. من بارها به سوي تو باز آمدم ، ولي هر بار دير بود! اينك من و تو دو تنهاي بي نصيب، هريك جداگرفته ره سرنوشت خويش. سرگشته در كشاكش طوفان روزگار، گم كرده همچو آدم و حوا بهشت خويش! ه. ا. سايه کجائید ای شهیدان خدائی بــــــلاجویان دشت کربلائی کجائید ای سبک روحان عاشق پرنـده تر ز مرغان هوایـــــی کجائید ای شهان آسمانی بدانسته فلـک را درگشایی کجائید ای زجان و جا رهیده کسی مرعقل راگویدکجایی کجائید ای در زندان شکسته بداده وامـــــداران را رهایی کجائید ای در مخزن گشاده کجائید ای نوای بی نوایی در آن بحرید کین عالم کف اوست زمانی بیش دارید آشنایی کف دریاست صورتهای عالم زکف بگذر اگر اهل صفایی برآ ای شمس تبریزی زمشرق که اصل اصل اصل هرضیایی سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند. شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر و آسمان چون من غبار آلود دلگیری . باد بوی خاک باران خورده می آرد. سبزه ها در رهگذار شب پریشانند. آه اکنون بر کدامین دشت می بارد؟ باغ حسرتناک بارانی است چون دل من در هوای گریه سیری ... ه.ا.سایه خوشحالم . نه مثل یه آدم الکی خوش . واقعا" خوشحالم. نتیجه داد . دعاهای شما و تلاش من. یادتونه بهتون گفته بودم دعام کنین ؟ یه ماهی کم میومدم اینترنت . داشتم درس میخوندم. برای کنکور کاردانی به کارشناسی . قبول شدم . با رتبه ۷ . یه نمره عالی . دانشگاه خودمون. شما هم باید به خودتون افتخار کنین . چون مستجاب الدعوه هستین. از همتون ممنون. این گل هم خدمت شما... سلام به دوستای گلم . اولین باری که میخواستم وبلاگ بنویسم یه هدفی داشتم . یه آرزوی قدیمی. اما دست روزگار اتفاقهایی رو برام رقم زد که تمام مسیر زندگیم رو تغییر داد. چند وقت پیش داشتم یه کتاب روانشناسی میخوندم که مثل اکثر کتابهای روانشناسی گفته بود که چطوری میشه به هدفهامون برسیم. تصمیم گرفتم که اهدافم رو طبقه بندی کنم و سعی کنم حتی ذره ای هم شده بهشون نزدیک بشم. میخوام شروع کنم امروز بعد از مدتها اولین قدمش رو برداشتم. برای اینکه دوباره برنامه زندگیم بهم نخوره و یا تنبلی و یاس به سراغم نیاد احتیاج به دعاتون دارم. پس فراموشم نکنین.
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم زاد راه حــــرم وصــل نداریــم مگـــــر به گدائــــی ز در میـکده زادی طلبیم اشک آلوده ما گر چه روانست ولی به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم لذت داغ غمـت بر دل ما باد حرام اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد مگر از مردمک دیــده مدادی طلبیم عشوه ای از لب شیرین تو دل خواست بجان بشکر خنده لبت گفت مزادی طلبیم تا بود نسخه عطری دل سوازده را از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد ما به امید غمت خاطر شادی طبیم بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم زیر باران بیا قـدم بزنیــــم حـــرف نشنیده ای بزنیــــم نو بگوئیم و نو بیندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم وز باران کـــمی بیاموزیم که بباریم و حرف کم بزنیم کم بباریم اگر ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم چتر را تا کنیم و خیس شویم لحظه ای پشت پابه غم بزنیم سخن ازعشق خودبخود زیباست سخن عاشقانــــــــــه ای بزنیم قلم زندگی به دست دل است زنــــدگی را بیا رقـــــــم بزنیم





| Design By : Night Skin |

