من چه سبزم امروز
همه لرزش دست و دلم از آن بود كه كه عشق پناهي گردد، پروازي نه گريز گاهي گردد. آي عشق آي عشق چهره آبيت پيدا نيست *** و خنكاي مرحمي بر شعله زخمي نه شور شعله بر سرماي درون آي عشق آي عشق چهره سرخت پيدا نيست. *** غبار تيره تسكيني بر حضور ِ وهن و دنج ِ رهائي بر گريز حضور. سياهي بر آرامش آبي و سبزه برگچه بر ارغوان آي عشق آي عشق رنگ آشنايت پيدا نيست. "احمد شاملو"
نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386ساعت
21:40 توسط نرگس| |
| Design By : Night Skin |


