من چه سبزم امروز
پیش از آنکه بمیرم دگر باره سخن میگویم از گرمی زندگی تا تنی چند بدانند زندگی گرم نیست می توانست ولی گرم باشد. پیش از آنکه بمیرم دگر باره سخن می گویم از عشق تا تنی چند بگویند: عشق بود عشق باید باشد. پیش از آنکه بمیرم دگر باره سخن می گویم از بخت خوش امید بستن به خوشبختی تا تنی چند بپرسند: چیست این خوشبختی ؟ کی بر می گردد؟ "اریش فرید" گاهی گریز گاهی می جویم پیش تو از تو و خویشتنم از خشمم به تو از نابردباری ام از خستگی از زندگی که امیدها را بر می کند به سان مرگ من پناه می جویم پیش تو از آرامش سکوت من پیش تو ناتوانی ام را می جویم تا به یاری ام بر خیزد در برابر توانی که من نمی خواهم داشته باشم. "اریش فرید" برگرفته از کتاب: "مرگ را با تو سخنی نیست"


| Design By : Night Skin |


