
از کجای قصه آمده بودی
که رویاگونه
به خورشید بی رمق روزهای زمستانی ام گرما بخشیدی
و من خالی از اراده
در جریان تند رودخانه ای
که شاید از حضور غافلگیرانه ات به خروش آمده بود
از تمامی اضطراب های کهنه شسته شدم.
محکومین ابدی به اشتباهات گذشته
در کجای قصه
با تو وداع خواهند کرد؟
"یاسمین احمدی"
سلام به دوستان عزیزم. من هم توسط دوست خوبم مداد سفید دعوت شدم که یه نامه به حضرت مسیح بنویسم.

(وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً )
سلام بر پیامبر مهربان خدا.
سلام بر یکی از ۵ پیامبر صاحب کتاب.
من نیز چون دیگر دوستان وبلاگی برای عرض احترام به پیشگاه مقدست این نامه را برایت می نویسم. و از آنجائیکه مسلمانم و پیامبرمان رحمت برای جهانیان است و رفتار او الگوی ادب و احترام و محبت و بخشش بود ، به اقتدای او ما نیز با همه عالمیان از سر مهر برخورد می کنیم.
"عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست"
هرچند گاهی اندک انسانهایی با همه کج فهمی ها و غرض ورزی های خویش تلاشی موهوم برای نابودی حقیقت دارند، اما ابرهای تیره دل برای خاموشی پرتوهای زرین خورشید نمی آیند، بلکه می آیند تا در لحظه های کوتاه عبورشان از روی روشنی ، به وجود و لزوم این روشنی تاکید کنند.
امیدوارم که همه ما پیروان واقعی پیامبران خود باشیم که در آن صورت هیچگاه با همدیگر به جدال نمی پردازیم.
.
برایمان دعا کنید و به مادرتان سلام ما را برسانید![]()
سال نو مبارک.
دوستان عزیزم تاخیر طولانی من رو در نوشتن مطلب جدید می بخشند. گویا آدم هرسال که بزرگتر میشه مشغله هاش هم با خودش بزرگتر میشه. امیدوارم که سال جدید براتون سرشار از شادی و موفقیت باشه. از همه دوستانی که توی سال گذشته همراه من بودند سپاسگزارم و سالی پر از آرامش- خوشبختی - سعادت و رضایت حق رو براشون آرزومندم. دلتون بهاری و لبهاتون پرخنده باد. ![]()
![]()
![]()
قطاری که از دوردستها می آمد گذشت و ما را ندید
گذشت و دختران منتظر را با دسته های گل ندید
ای قطاری که از دوردستها می آیی
بگو دورها چگونه است
آنجا برگها چگونه گل ها چگونه است
برگهایشان سبز سبز گلهایشان تا زانوست
صحبت مردمانش شبانه روز از شماست
کوههایشان پشت کوههایتان
و دریایشان ادامه دریای شماست
برای آنها هم
دور دستها
سرزمین شماست.
"رامبیز روشن"