تبليغاتX
من چه سبزم امروز


من چه سبزم امروز



سلام عزیزانم.

 

چند روزی وبلاگم دچار مشکلات شده بود که راه حلش رو یه دوست جدید "بلوط عزیزم"بهم گفت. تقصیر بلاگرد بود که شاید سه چهار سال پیش آمار وبلاگمون رو بهمون میداد. میگن هرقدر دوست داشته باشی بازم کمه. خدا رو شکر رفع شد. ببخشید که توی این مدت سر زدید و به در بسته خوردید. شرمنده همتون.

از نیکی گلم هم ممنونم که من رو مورد لطف خودش قرار داد. مثل همیشه دوستت دارم.

 

نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 9:1 توسط نرگس| |

 

صدای پچ‌پچِ غم... خواب من به هم خورده است
دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده است

صدای پچ‌پچِ غم... هیس! هیس! ساکت باش
سکوت، در دلِ بی‌تاب من به هم خورده است

تو قابِ عکس مرا دیده‌ای، نمی‌دانی
نشاطِ چهره‌ی در قابِ من به هم خورده است

 

غم تو را نسرودم وگرنه می‌دیدی
که وزن، در غزلِ ناب من به هم خورده است

هجای چشم تو را وزن‌ها نمی‌فهمند
دو ساعت است که اعصاب من به هم خورده است

از : زنده یاد نجمه زارع

برگرفته از وبلاگ زیبای بهترین شعرهایی که خوندم 


- دلم این روزها میخواد یه جای دیگه بنویسم. جایی که لااقل بعضی از آشناها که آدرسم رو دارند نخوانندم. جایی که بتونم حرفهای دلم رو ساده تر بگم. جایی که کسی منو نشناسه. دلم میخواد راحت تر بنویسم از حالم... کاری که خیلی وقته نکردم.

- نیکی جان چون جایی برای نظرنوشتن ندارم اینجا مینویسم که هنوز هم فوق العاده ای.

نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 11:26 توسط نرگس| |

سلام دوستان عزیزم.

 

پست قبلی رو که نوشتم خیلی از نوشته های شما لذت بردم . ممنون که بهترین لحظات زندگیتون رو برام نوشتید... اما باورم نمیشد به زودی بدترین لحظات زندگی رو تجربه کنم. فکر میکنم این روزها یکی از بدترین لحظات زندگی رو تجربه میکنم. بغض رهام نمیکنه. پف چشمهام نمیخوابه. دلم میخواد هرصبح که بیدار میشم ببینم که خاطره این روزها یه کابوس شبانه بوده که وقتی بیدار میشی انگار بهترین لحظه زندگیه... کاش بود... چیزی نمیتونم بگم. فقط برامون دعا کنین. خیلی زیاد...

نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 14:5 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin